سلام من مامان هانیه هستم دیروز هانیه درباره ی آرزوهاش با من حرف میزد می گفت: "مامان من دلم میخواد گنجشک باشم " من با تعجب و خنده نگاش کردم ادامه داد :"آخه پرنده ها آزادن" و با حسرت ادامه داد :" هرجا دوست دارن میرن ، کاش من هم می تونستم پرواز کنم خوش به حال گنجشکها" وای فکر شو بکنین دختر 6 ساله ی من آزادی رو حس می کنه و آرزوی داشتن اونو داره خواهش توی تمام وجودش ، صداش حرکت دستهاش و نگاهش موج میزد خدایا شکرت که این هانیه باهوش رو به من دادی
|